تبليغاتX
جنایت بهائیت در سعدی شیراز

جنایت بهائیت در سعدی شیراز

کشتار مسلمانان توسط بهائیت

عکس العمل بهائیان شهرک سعدی نسبت به کشتار مسلمانان مظلوم توسط بهائیان در سال 1357

 حمله و هجوم مسلحانه  استوار فهندز بهائی با تفنگ ژ3  به عده ای از همسایگان و مردم عادی و بیدفاع  و عدم محکومیت اقدامات این عنصر ارتش شاهنشاهی توسط تشکیلات محفل روحانی بهائیان شیراز آنچنان در روحیه عده ای از بهائیان آن شهرک تاثیر گذاشت که گروهی از آنان به طور دستجمعی  تغییر عقیده داده و متوجه دروغ  پردازی و چهره منافقانه  تشکیلات بهائیت شده و همگی با ابراز انزجار از بهائیت به آغوش اسلام و دین آبا و اجدادی خودشان برگشتند .

  تبری نامه این شهروندان ایرانی از بهائیت تاثیر مثبتی در فرو نشاندن خشم و نفرت مردم مسلمان سعدی که عزیزان خود را در این حادثه از دست  داده و یا مجروح شده بودند  و بغض خود را در گلو داشتند ، داشت .

 

<<  بسم الله الرحمن الرحيم

متن تلگراف بهائيان مسلمان شده قريه سعديه شيراز خطاب به محفل ملي بهائيان ايران

 

اينجانبان خليل قادري (مبلغ قريه سعديه ) و شكراله فهندژ و ولي قادري و روح اله سهراب و عبادت اله فهندژ و ايرج مستمند و روان همت و بديع اله حسني و سعيد فهندژ به اتفاق خانواده هاي خود از ساكنين قريه سعدي لازم مي داند كه خاطر شما گردانندگان حزب بهائيت را مستحضر بدارد كه مدتي عمر عزيزخودرا تحت تسلط تبليغات مسموم مرام بهائيت تلف كرده ايم.

اكنون با تحقيقات واقعي به حقانيت و آخربودن ديانت مقدس حضرت محمد صلي الله عليه وآله و امامت دوازده جانشين آن حضرت كه آخرين آنها حضرت محمد بن الحسن العسكري عجل الله تعالي فرجه است پي برده و ايمان داريم كه حضرت مهدي عليه السلام در پس پرده ي غيبت است و به امر خدا ظاهر خواهد شد و دنيا را پر از عدل و داد خواهد فرمود .

ما با آزادي و اختيار تمام بدون هيچگونه اجبار و اكراهي با ميل خود مسلمان شده ايم و از مسلك پوشالي بهائيت تبري جسته ايم .

متأسفانه آن محفل و محافل وابسته بر خلاف واقع و بدون تحقيق به كار ديرينه ي خود يعني شايعه هاي دروغ پرداخته و مسلمان شدن ما را به ديگر بهائيان با اجبار و چشم بسته اعلام نموده اند و حتي آتش سوزي ها را به مسلمانان نسبت داده در حالي كه ماخود شاهد ممانعت علماي اسلام از اين كار بوده ايم .

بدين وسيله از خود ردّ اتّهام نموده و از محافل بهائيت مي خواهيم دست از اينگونه شايعه پردازي هاي دروغ بردارند و بهائيان را آزاد گذارده تا همانند ما تحقيق كرده و با شجاعت هرچه تمام تر از اين مسلك تبرّي جويند .

در پايان با كمال افتخار خواهانيم كه نام اينجانبان را هرچه زودتر از دفاتر سجلّات امري حذف نمائيد.

به اميد هدايت همگي شما هدايت شدگان قريه سعدي شيراز

خليل قادري – شكراله فهندژ – عبادت اله فهندژ – ولي قادري – روح اله سهراب – روان همت – ايرج مستمند – سعيد فهندژ – بديع اله حسني>>

 

روزنامه اطلاعات يكشنبه ۸ بهمن ۱۳۵۷ – شماره ۱۵۷۷۰

روزنامه كيهان چهارشنبه  ۴ بهمن ۱۳۵۷ – ۲۵ صفر ۱۳۹۹ – شماره

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم بهمن 1388ساعت 1:53  توسط حسن  | 

خاطرات یک شاهد

یکی از عزیزان و شاهدان ماجرای قریه سعدی در نظرات خاطره خود را از آن زمان تعریف کرده که با اجازه ایشان و پیگیری که این بنده ناچیز کردم در درستی و صحت مطالب آنها را به صورت یک پست مطلب در آوردم و در خدمت شما قرار دادم تا خاطرات یک شاهد زنده و عینی که خودشان داوطلبانه در این امر مشارکت کردند را بخوانیم:
باغ هفت تن در جنایت بهائی

<<این بنده کمترین زمان انقلاب در اصفهان تدریس میکردم ولی در اوائل دهه پنجاه به مدت سه سال در یکی از مناطق نزدیک سعدی در ناحیه هفت تن تدریس مینمودم و شاگردان زیادی از آن محله سعدی هم داشتم . اگر چه هم اکنون بازنشسته شده ام ولی تک تک حوادث و جریانات انقلاب به علت اهمیت و منحصر بودن آنها هرگز از خاطراتم پاک نمیشوند . یکی از این حوادث درد ناک حادثه جنایت یک استوار بهائی در محله سعدی شیراز بوده است .
درست است که در این محله خانواده های بهائی - مسلمان وجود دارند و این هم یکی از خیانتهای تشکیلات بهائیت برای ایجاد تفرقه و تشتت در یک جامعه مذهبی و بی ریا و مردمی بی غل و غش و بسیار مهربان بوده است .

کمتر از نیم قرن قبل از این حوادث و بدنبال نقشه خائنانه مهاجرت بهائیان به این محله به قصد گسترش بهائیت ازداوجهائی صورت میگیرد و این افراد ساده دختر خود را به بعضی افراد بهائی میدهند و بدون توجه به عواقب آن میگفتند : موسی به دین خود -عیسی به دین خود . ولی از آینده تاریک این محله اسلامی بی خبر بودند .

سعدی شیرازجنایت بهائی
تا اینکه ناگهان افراد آگاه این محله متوجه نفوذ خطرناک بهائیت از طریق ازدواجهای فامیلی شدند و سعی میکردند تا آنجا که می توانند با صحبت و گفتگو و پادرمیانی روحانیون محل و ریش سفیدان مانع این جریان انحرافی شوند و تا اندازه ای هم موفق بودند و همین موضوع خشم تشکیلات بهائیت را موجب شده بود .
به خاطر این اختلاف عمیق عقیدتی در این سالهای طولانی و در دوران حکومت پهلوی هم گاهی اوقات نزاعهای خانوادگی میان طرفین در میگرفت ولی هیچگاه فروکش نمیکرد و متاسفانه بهائیان به خاطر نفوذی که توسط تعدادی از ارتشیان بهائی آن محله منجمله فردی به نام سرهنگ وحدت (که مدتی هم عضو محفل روحانی بهائیان شیراز بود ) در دستگاه حکومتی شاه داشتند مورد ظلم و بیعدالتی قرار میگرفتند و نمی توانستند از حق خود دفاع کنند و مرعوب این نظامیان بهائی هم بودند .
این جریان تا اوج اتفاقات و حوادث انقلاب ادامه داشت ولی هرگز با حوادثی نظیر آتش زدن و غارت خانه بهائیان همراه نبود و شعور مردم اجلزه این اقدامات کور را نمیداد .
اگر چه این حقیقت بسیار تلخ را نباید از نظر دور داشت که بنده خود شاهد ناراحتی و دلخوری مسلمانان محله از برخورد منفی و استهزا آمیز و ضد انقلابی بهائیان با تظاهرات ملیونی مردم شهر های ایران منجمله همان محله به ظاهر کوچک سعدی بودند .جامعه ای که خود را ایرانی و ایران دوست و ظلم ستیز میدانست ولی حتی یک جمله در حمایت از این تظاهرات ملیونی هم وطنان خودشان علیه یک حکومت ظالم از زبان و قلم بهائیان و محافل آنان نمی شنیدند.

درگیری
مردم مسلمان همه این نا مهربانیها و نامردیها و کج اندیشیها را به خاطر هدف بزرگ سرنگونی شاه خائن به جان می خریدند و ساکت بودند ولی بغض فروخفته آنان در گلویشان سنگینی میکرد .
آنچنان که یکی از شاگردان قدیمی من به نام ف. ر . برایم تعریف میکرد در اکثر روزهای اوج تظاهرات مردم در انقلاب در سال 1357 در محله سعدی هم یا افراد به شیراز میرفتند و یا در خود محل تظاهراتی علیه حکومت شاه میشد و یا اعلامیه های امام خمینی دست به دست میگشت ولی کسی کاری به بهائیان نداشت چون بهائیت را از شاخه های فرعی و وابسته به حکومت شاه میدانست علیرغم اینکه صدها افسر و سرهنگ بهائی در همان ارتش شاهنشاهی مشغول تحکیم موقعیت تشکیلات خود و حکومت پهلوی هم بودند .
در مقابل این سیل خروشان مردمی متاسفانه هموطنان بهائی به خاطر شستشوی مغزی با انقلاب اسلامی و خواست مردم مخالف بوده و از حکومت شاه حمایت میکردند و از این جهت کینه قلبی نسبت به مسلمانان و رهبران روحانی تظاهرات داشتند و این نیت باطنی را در برخورد های لفظی با خویشاوندان مسلمانشان نشان میدادند .... لذا محله سعدی به خاطر عملکرد ضعیف بهائیان تبدیل به بشکه باروتی شده بود که منتظر یک جرقه بود .....................!!!!!

جنایت
 متاسفانه این جرقه از لوله های تفنگ آتشین استوار صفات الله بهائی بر روی عده ای از مردم بیگناه کوچه و بازار که نه قصد حمله به خانه او را داشتند و نه کاری به او داشتند بیرون آمد . آیا مگر در آن محله خانواده بهائی دیگری وجود نداشت و فقط خانه او که محلی از اعراب هم نبود مورد نظر بود .؟؟؟؟ اگر مردم مسلمان به تعبیر دروغ بهائیان قصد غارت؟؟؟؟ خانه بهائیان را داشتند خانه های افراد ثرتمند و اعیان بهائی محله سعدی را غارت !!! میکردند و به افراد با نفوذ تر و مبلغان سرسخت بهائیت در آن محله هجوم میاورند .
چرا تا قبل از این جنایت هولناک به احدی از افراد بهائی و یا خانه های آنان در سعدی حمله ای نشده بود ؟؟؟
این جرقه که با همکاری عوامل شاه و تشکیلات بهائیت زده شد در واقع یک ""سینمارکس "" دیگر بود که توسط عوامل شاه به آتش کشیده شد تا آنرا به گردن مسلمانان انقلابی بیندازند و اصل انقلاب مردمی را زیر سوال ببرند .
وقتی در یک محله کوچک با سادگی روستائی اتفاقی هولناک همچون کشته و زخمی شدن دهها مسلمان بیگناه بدست ىک استوار بهائی و با اسلحه گرم (که به طور غیر قانونی در تصرف داشته ) اتفاق می افتدف طبیعی است در آن شرایط احساسات بر انسان غلبه میکند و خانواده های عزادار مویه کنان و شیون زنان به جمع آوری اجساد عزیزان خود مشغول شوند . در این شرایط بحرانی همواره عنلصر سود جوئی هم وجود دارند که سعی میکنند از آب گل آلود ماهی بگیرند و عناصر مزدوری هم لابلای جمعیتها حضور پیدا میکنند و دیگران را تحریک میکنند و ......

....و اینچنین بود که آن حادثه هولناک پدید آمد و آنطوری که برای من نقل کرده اند اگر دخالت و حضور روحانیون برجسته ای چون آیت الله محلاتی و شهید دستغیب و مصباحی و ...نبود معلوم نبود آتش این فتنه تا کجاها ادامه پیدا میکرد و فرصت طلائی برای حکومت شاه فراهم میشد تا از اختلاف و در گیری داخلی برای تجدید قوا و سرکوب مسلمانان حد اکثر استفاده را ببرد .
...بهر حال آن سبو بشکست و آن پیمانه ریخت .......
اکنون که در ماه محرم به سر می بریم به تاسی از امام حسین (ع) از تشکیلات بهائیت که یک قاتل معروف را به عنوان شهید قالب میکند میخواهیم که بگوئیم : "" لااقل آزاد مرد باشید ""
شما چگونه این عمل خود را توجیه میکنید که هیچ اسمی از سیزده مسلمان بیگناه نمی برید و لی یک پیرزن بهائی را که توسط همان قاتل کشته شده به عنوان شهید قلمداد میکنید ؟؟؟؟؟
ولی حداقل بهره این خونهای به ناحق ریخته شده این است که افشاگر حیله ها و توطئه ها و دروغ پردازیهای بهائیت شده است . ایکاش هموطنان بهائی ما همین یک حادثه شوم را بدون تعصب و پیشداوری مورد بررسی دقیق قرار میدادند تا حقیقت پنهان تشکیلات بهائیت برایشان روشن شود . تشکیلات بهائیت به این دروغ پردازیها نیاز دارد تا جوانان امروزین بهائی را که در آن زمان حضور نداشتند با مظلوم نمائی به تشکیلا ت وابسته نمایند .............افسوس و صد افسوس !!!>>

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم دی 1388ساعت 0:27  توسط حسن  | 

صفات الله فهندژ بهائي ؛قاتل و عامل كشتار 13 انسان بيگناه !!? شهيد

 

عملکرد و افکار یکی از افراد بهائی که جامعه بهائی ؛ایشان را به بزرگی یاد می کند و او را شهيد ميداند!!

شهید قاتل بهائی

آقای  استوارصفات الله فهندژسعدی  در سال 1312 شمسی به شماره شناسنامه 2 صادره از شیراز و گروه خونی O  مثبت در قریه سعدی شیراز متولد شد پدرش روح الله و مادرش  گوهر خانم نام داشت . وي پس از دوره ابتدائی وارد ارتش حكومت پهلوي شد و درجه استوار یکم در ارتش را کسب کرد. وي در سالهای خدمت خود در ارتش شاهنشاهي  چون بهائی بود از نفوذ خود برای پیش برد امر بهائیت تلاشهای زیادی انجام می داد و به مدد شغل نظامي خود باجگيري و قدرت نمائي هم ميكرد ..

یکی از اقدامات وي در حمايت از  جامعه بهائی  مربوط  به گزارش  اطلاعات شهربانی شیرازاست که فرماندهی گروهان ژاندارمری شیراز آن را به طور محرمانه صادر کرده می توان اشاره کرد . متن کامل نامه ایچنین می باشد: 

 در تاریخ   51/11/28   درگیری بین مسلمانان و بهائیان قریه سعدی خبر واصله حاکی است استوارصفات الله فهندژ که دارای یک قبضه اسلحه میباشد قصد دارد بنام مسلمانان برادرش علاء فهندژ که به دین مبین اسلام در آمده بقتل برسانند لذا خواهشمند است دستورفرمائید اقدامات مقتضی معمول گردد .

رئیس اطلاعات شهربانی سرگرد سلطانی

جامعه بهائی که همه را آزاد می داند و حرف از صلح جهانی می زند و دشمنی وکینه توزی را جایز ندانسته و خونریزی و کشتار را قبول ندارد و حتی جهاد و حمل اسلحه را برای خود حرام کرده چگونه هست که وقتی قدرتی به دست عوامل آنها برسد رنگ این حرفها عوض می شود تا حدی که کشتن برادر خود فقط به علت مسلمان شدن را جایز می داند ؟

جالب اینجاست که ایشان مورد تائید جامعه بهائیان است و او را یکی از بهترین شهیدان خود می دانند و به وجود ایشان افتخار می کنند و از این فرد یک اسطوره و قهرمان  ساخته اند . برای اینکه این بزرگ مرد جامعه بهائیان را بهتر بشناسید به یک واقعه تاریخی از زندگانی شهید!!؟ صفات الله فهندژ می پردازیم : آقای صفات الله فهندژسعدی برای همکاری با رژیم سابق و پشبرد امر بهائیان نقشه ای خانمان سوز و جنایتی بزرگ مرتکب می شود که هنوز بعد از سی سال خانواده های کشته شدگان و مجروحان که بعضی از آنها اقوام این فرد هستند آن روزگار را کاملا به یاد می آورند . این واقعه در 22 آذر 1357 وقتی که مردم قریه سعدی از راهپیمائی عليه حكومت پهلوي بر می گشتند روي داد . آقای صفات الله با برنامه ای که از قبل تعیین شده بود از پشت بام منزل خود شروع به تیر اندازی به مردم کرد و مردم بی پناه را به خاک خون کشید و فریاد می کشید جاوید شاه که این فاجعه به مدت 2 ساعت به طول می کشد و حدود 12 نفر مسلمان و یک زن بهائی را می کشد و 30 نفر را مجروح می کند .

جنایت بهائی

جالب ایجاست که جامعه بهائی این زن را که نام او عوض گل فهندژسعدی می باشد و توسط این استوار بهائي کشته شده است  را به عنوان شهید اعلام می کند .

در ایجا دو سئوال از جامعه بهائی مطرح ميگردد: چگونه می شود که هم قاتل و هم مقتول شهید باشند؟!!

و چگونه هست که این خانم که توسط اقوام خودش گشته شده شهید می باشد ولی مسلمانان دیگر که توسط این شخص کشته شدند شهید نیستند؟!!

بعد از اين جنايت هولناك و در حاليكه وضعيت حكومت نظامي بر قرار بوده ؛ گروهی ارتشی وارد در گیری می شوند و برای اینکه اسرار این جنایت مخفی بماند توسط یکی از سربازان ارتش  شاه ؛ صفات الله را می کشند .

رژیم می خواست این شورش ها را یک شورش مذهبی و اختلاف ادیانی مطرح كرده د و مسیر انقلاب را منحرف کنند و از طرف دیگر جامعه بهائی به مقصود خود که مظلوم نمائی است نائل شود  و طبق تصمیمی که محفل بهائي در  تهران  گرفته بود جامعه بهائی احتیاج به شهید داشت که برای خودشان به این طریق درست کردند.

اگر یک فرد که اقوام خودش را به خاک خون می کشد در جامعه بهائی از آن به عنوان یک شهید یاد می کنند پس باید فهمید که آرمانهای جامعه بهائی چگونه است و اسطوره هاي آنها چگونه هستند و برای رسیدن به درجه ومقام والای شهادت احتیاج به ارزشهای انسانی نیست بلکه باید کاری کرد که جامعه بهائی از آن خوشش آید .

نکته دیگری که متوجه می شویم این است که تمام صحبتهای جامعه بهائی در خصوص صلح جهانی و مخالف بودن آنها از جنگ و نزاع وموافق بودن آنها با  دوستی و برادری در کلیه ملتها و جامعه ها خیالی خام می باشد و برای فریب مردم استفاده می شود چون اسطوره هاي  آنها هیچ کدام از اعتقادات جامعه بهائی را نداشتند و عمل نکرده اند.

 تمام اسناد و مدارك اين حادثه شوم موجود است

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم آذر 1388ساعت 19:10  توسط حسن  | 

نقشه های استعماری برای ایجاد تفرقه درجوامع اسلامی

 

                                            1
بهائی در ایران
– فرقه سازی

 درتاریخ بشریت همواره سرزمین ما که  پر از معادن و ذخائر گرانبها می باشد مورد توجه غرب و زمامداران غربی بوده و فرمان روایان غرب همواره چشم طمع و آز به این سرزمین دوخته و درصد آن بوده و می باشند  که با طرح نقشه ها ی محرمانه استعماری و درلباس و پوششهای گوناگون ، راه تسلط براین سرزمین را هموار نمایند .
بهائی

استعمارگران با مطالعات و تجربیات خود به این نتیجه رسیده بودند که یکی از

پیوندهای نا گسستنی درمیان مردمان این سرزمین ، مذهب تشیع می باشد . به عنوان مثال می توان به اعلام جهاد علما علیه دولت تجاوز گر روسیه در دوران فتحعلیشاه و ماجرای فتوای تحریم تنباکو توسط ایت اله .. العظمی میرزای شیرازی و حمایت قاطع مردم ایران از این فتو ا را نام برد . با توجه به این موارد استعمارگران تصمیم به از بین بردن انسجام و اتحاد مردم گرفتند که یکی از راه های که برای این امر بکار بستند ساختن فرقه های مذهبی از جمله فرقه بهایی می باشد .

2 – ایجاد درگیری فکری وعقیدتی

فرقه بهائیت که با حمایت استعمارگران به صورت کاملا محرمانه و مخفی با انتخاب یکی از جاسوسان روسی که با لباس روحانیت درآمده بود. درحوزه های علمیه نفوذ کرده و دراین زمینه اطلاعات کافی به دست آورده و بانام دروغین شیخ علی لنکرانی خود را معرفی کرده بود .

و سپس  او را با امر اربابانش طلبه ای شیخی مسلک به نام میرزا علی محمد شیرازی را مساعد اجرای ماموریت استعماری خود انتخاب کردند و به وسیله او شروع به تفرقه انداختن میان مردم شدند. تا با فکر و عقیده ی مردم بازی کرده و مردم را نسبت به اعتقادات خود سست و درنتیجه به روحانیت بی توجه کنند .

بهائی در زمان قبل

۳- فراهم کردن زمینه آشوب و درگیری فیزیکی

وقتی میرزا علی محمد خود را باب امام زمان (‌ع )‌معرفی کرد از طرف حاکم وقت شیراز او را زندانی کردند ولی چون دست تحریکات خارجی پشت این داستان بود عده ای به هواخواهی او درگوشه و کنار کشور شروع به اغتشاش کردند که یکی از این آشوب ها  تجمع بابیها درصحرای بدشت می باشد ( سال  1264 هجری قمری )‌که بعد از آن درنقاط مختلف کشور آشوب های زیادی صورت گرفت تا برای خاتمه پیدا کردن این آشوبها امیرکبیر دستور

به از بین بردن میرزا علی محمد باب را صادر کرد .

۴- زمینه سازی برای اقدامات خشونت آمیز و تروریستی

با کشته شدن میرزا علی محمد چون دست استعمارگران پشت صحنه بود این فتنه خاموش نشد بلکه فرد دیگری را به نام میرزا حسینعلی نوری جای میرزا علی محمد قرار دادند و حرکت فتنه سازی خود دراین سرزمین ادامه دادند و به وسیله میرزا حسینعلی اقدام به خشونتهای بسیاری درکشور زدند که از جمله آشوب محمد علی حجت بابی درزنجان – آشوب نیریز و فتنه قلعه طبرسی و ترور ناصرالدین شاه که بعد از پیگری دولت وقت ، میرزا حسینعلی به سفارت روسیه پناهنده شد و سفارت روسیه با حمایت کامل از یک ایرانی متهم ، درامور داخلی ایران دخالت آشکار ی نمود .و دولت وقت ایشان را تبعید کرد.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم دی 1387ساعت 10:6  توسط حسن  | 

انقلاب اسلامی مردم ایران و توطعه تفرقه افکنی دشمنان داخلی و خارجی

درسالهای 57 و 1356 درکل سرزمین ایران ، مردم خواستار سرنگونی حکومت شاهنشاهی بودند زیرا از ظلم و جوری که درآن زمان می شد به ستوه آمده و یک پارچه برخیابانها ریختند و با شعارهای ضد رژیم پهلوی و راه پیمایی های گسترده و پیوسته خواستار برکنارشدن رژیم شاه شدند و دراین خصوص تمام پیروان مذاهب الهی دیگر مانند یهودیان  - ارمنیها و زرتشتیان همگام با مسلمانان شده بودند همگی یک پارچه برای برکنار شدن حکومت طاغوت راهپیمایی و اعتصابات طولانی دست می زدند و گوش به فرمان حضرت امام خمینی و سایر مراجع اعظام تقلید دادند برای برکناری حکومت فعالیت می کردند .

بهائی
هویدا

درآن روزگار همه یک پارچه و یک صدا و منسجم برای برکنار ی حکومت فعالیت می کردند . بجز پیروان فرقه بهائیت که درزمان پهلوی به آنها بهای زیادی داده شده بود وتعدادی از دولت مردان و نظامیان حکومت پهلوی بهایی بودند از جمله می توان هویدا را نام برد و دکتر ایادی ، دکتر مخصوص و تعدادی از گروه اطلاعات و افسران رژیم شاه بهایی بودند که با حمایت از رژیم شاه موجب جنایات و کشتار بی رحمانه نظامیان دراین مرز و بوم شدند .

  یکی از این جنایات درشهر شیراز واقع درشرکت سعدیه اتفاق افتاده است زیرا شیراز از نظر بهائیان شهر مقدس آنها می باشد چون میرزا علی محمد باب دراین شهر به دنیا آمده و خانه وی مورد احترام آنها  وعبادت گاه آنها می باشد و حتی برای حج رفتن خود را به خانه باب می رسانند و حج خود را آنجا انجام می دهند

شیراز و بهائی

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم دی 1387ساعت 10:5  توسط حسن  | 

توطئه دشمنان انقلاب برای بهره گیری از اختلافات عقیدتی و دینی مردم

یکی از ترفند ها و نقشه هایی که رژیم توسط دیکته کردنهای سردمداران و اربابانش دراین کشور انجام می داد جنگ عقیدتی  دینی واختلاف انداختن بین مردم بود که این امر را با کمک کردن به فرقه بهائیت وحمایت کردن از آنها وقدرت بخشیدن به عوامل و افرا د بهائیت از یک سو و از سو ی دیگر به صورت نا آگاه و مخفی ا زطریق بهائیان ، فشار بر مسلمانان بطور مرموز و ناشناخته صورت می گرفت این موضوع باعث ناراحت شدن مسلمانان از بهائیان به عنوان عوامل سرسپرده و گوش به فرمان رژیم شاه شده بود از آنجا که می دانیم فرقه بهائیت تحت تاثیر و نفوذ ودولتهای غربی بوده واز آن طرف مرزها دستورالعمل کار می گیرند ، درکنگره سالیانه دراول خردادما ه همان سال درمحفل بهائیان درتهران برگزار گردید و تصمیم گرفته شد که این فرقه درمواقع مناسب و مقتضی بلوایی را به پا کنند و حتی المقدور طوری عمل نمایند که یک نفر از بهائیان کشته شود تا بهائیان مظلوم قلمداد شوند این دستور از طرف محفل مرکزی به طوری سری به محافل شهرستانها ابلا غ گردید .

سند جنایت بهائی

و اضافه شد این امر درمقابل عمل انجمن اسلامی که درتمام شهرستانها مراقب کار و تبلیغات هستند و نمیگذارند پیشرفتی این فرقه بنمایند گرفته شده که از این را ه بتوانند فعالیت انجمن اسلامی را متوقف سازند . که متن اصلی آن و سند مربوطه موجود می باشد .

ناگفته نماند که مردم پرشور و با ایمان کشور توسط رهنمودهای امام خمینی (‌ره ) درتمام صحنه های هشیاری خود را نشان دادند .

 

جنایت بهائی

شایان ذکر می باشد که بهاییان برای تبلیغ فرقه خود ترفندهایی را بکار می بردند و طبق دستورات صادره از بیت العدل که دراسرائیل قراردارد دستوری صادرشد که امر تبلیغ را دراولویت قرار دهند .

و از اعضای خانواده خود و فامیلهای که مسلمان هستند شروع می کنید و درحومه های شهرها و روستاها افراد را مورد تبلیغ بهائیت قرار می دهند منجمله از شهرک سعدی شیراز که این شهر ک باید تبدیل به یک مرکز بهایی شود . وبا خو ش رفتاری به مردم و طرح مشکلات زندگی و مطرح کردن مسائلی که درد دل این افراد مسلمان می باشد شروع به تحریک آنها کردند تا اینکه اعتقادات آنها مورد تنزول قرار گیرد . و آنها را به طرف فرقه بهائیت بکشانند .

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم دی 1387ساعت 10:4  توسط حسن  | 

زمینه سازی برای ایجاد درگیری فیزیکی

 

سند جنایت بهائی

درسال 1357 قبل از محرم فردی به نام تیمسار نیکو بنیاد( بهایی) از تهران به شیراز می آید در پارک هتل اقامت می گزیند و سپس تمامسهای مرموزی به سرهنگ اقدسی و سرهنگ عظمت ا... فهندژ که هردوبهایی هستند برقرار می نماید بین این دونفر صحبت فردی بنام استوار صفات الله فهندژ (بهایی) که  درمرکز زرهی مشغول به کار بوده و ساکن شهرک سعدیه می باشد مطرح می گردد و چندین بار به خانه استوار صفات اله فهندژ رفت آمد کردند و اهالی شاهد بوده اند که استوار فهندژ درهمان ایام تظاهرات و راهپیمایی های مردم روی بام خانه سنگربندی  می کند . رفت و آمد های این بهاییان به خانه استوار فهندژ کاملا آشکار بوده تا روز واقعه کشتار مردم مسلمان شهرک سعدی ادامه داشته  .  

ناگفته نماند که قبل از این ماجرا اطلاعات شهربانی شیراز به فرماندهی گروهان ژاندارمری شیراز نامه ای  نوشتند خیلی محرمانه که متن نامه از این قرار می باشد .

خبر و اصله حاکی است استوار صفات اله فهندژ که دارای یک قبضه اسلحه می باشد قصد دارد بنام مسلمانان برادرش علاء فهندژ که بدین مبین اسلام درآمده بقتل برساند لذا خواهشمند است دستور فرمایید اقدامات مقتضی معمول گردد . (‌اصل نامه موجود می باشد )

درروز 10 محرم آذرماه 1357 تظاهرات عظیمی درکلیه شهرهای بخصوص درشیراز صورت گرفته و افراد خیلی زیاد از شهرک سعدی دراین تظاهرات شرکت نمودند و این امر موجب خشم عوامل رژیم پهلوی شد که یک شهرک کوچک سعدی چه حجم زیادی از مردم آن برای راهپیمایی و تظاهرات حاضر می شود و این تظاهراتها به روزهای بعد نیز انجام گرفت و عوامل رژیم براین شدندکه با استفاده از اختلافات عقیدتی جلوی این حرکت مردمی را بگیرند .

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم دی 1387ساعت 10:3  توسط حسن  | 

بررسی وضعیت اجتماعی ، فرهنگی شهرک سعدی شیراز

 

سعدی شیراز

اگربه سالها قبل از انقلاب شکوهمند اسلامی برگردیم جمعیتی که اطراف آرامگاه سعدی زندگی می کردند توجه کنیم متوجه می شویم که جمعیت آنها بسیار محدود بوده لذا آنجا را « قریه سعدی » می نامیدند که شامل پنج تا شش فامیل بزرگ که اکثر آنها توسط ازدواجهایی که بین فرزندان آنها به وقوع پیوسته بود حالت یک خانواده بزرگ را بخود گرفته بودند . و کسب و کار آنها شامل گوسفند داری ،  باغداری و کشاورزی بوده و تعدادی هم از کوه های اطراف سعدی به پیشه خارکنی و کتیرا جمع کردن مشغول بودند .

درآن زمان یک مکتب خانه وجود داشت که مرحوم زین العابدین معروف به آمیرزا معلم این مکتب بود که به مردم درس می داد و مسائل دینی مردم را نیز حل و فصل می نمود و اکثر شاگردان ایشان متدین و مسلمان بودند تا اینکه شخص بهایی از اهالی سروستان بعنوان پیله وری و معامله که از قبل با دستور معین از مسلک استعماری بهائیت درمنزل چندین نفر از این قریه که اکثرا بی سوا د و ساده بودند از این سادگی افراد استفاده کرده و با نفوذ دریکی خانواده ها قریه خانه بهائیت را در این قریه پاگذاری می کند و سپس با ازدواجهایی که این مسلمانان با افراد بهایی انجام داده بودند گسترش فرقه بهائیت درسعدی صورت گرفت که یکی از این ازدواجها را می توان ازدواج اجداد استوار صفات اله فهندژ را نام برد .

این دو دستگی عقیدتی همواره عامل تشنج و درگیری درسعدی بود بعد از فوت آمیرزا شاگردان او زیرنظر مرحوم آیت الله سید نورالدین هاشمی هیئتی مذهبی بنام هیئت جان نثاران حجه ابن الحسن العسکری ( عج ) را تاسیس کردند که تا به امروز یکی از پرجمعیت ترین هیات شیراز می باشد .

این هیئت از همان سالهای 1345 جلساتی بنام جلسه جوانان تشکیل داد که برعلیه بهائیت فعالیت می نمود و تعدادی ازبهائیان به دین اسلام ایمان آوردند اکثراعضای این هیئت و درپیروزی انقلاب اسلامی ایران نقش موثری داشتنتد بطوریکه با جمعیت زیادی از شهرک سعدی جهت راهپیمایی حرکت می کردند و به جمع تظاهر کنندگان شیراز می پیوستند .

درحکومت گذشته با اینکه تعدادی از عوامل نظامی و دولتی بهایی بودند ولی از حرکات این فرقه در کشورمان که برای بلوای عقیدتی و ایجاد درگیری فیزیکی برنامه هایی از پیش تعیین شده داشتند گزارشاتی از ساواک به دستمان رسیده که بهتر است برای پلید بودن افکار این فرقه و مظلوم نماییهای که می کنند به نظر دوستان برسانم . این سند ژاندارمری کشور شاهنشاهی منتشر شده است .

اطلاع واصله از شهرستان نیریز حاکی است . که یک نفر سرتیپ بازنشسته بنام ضیا ء  نیکو بنیادی درنیریز شرکتی بنام شرکت خاص ایوب دائر نموده که اتومبیل و موتوور سیکلت وارد و به فروش می رساند . و برای پیش برد مقاصد خود ارزانتر از معمول واردات خود را بفروش می رساند و همچنین چون قبلا ً دراداره دوم ستاد بزرگ ارتشتاران خدمت می نموده چندین اسلحه برای خودش پروانه صادر نموده ودارای کلکسیون اسلحه می باشد . وضمنا نامبرده دائما درصدداست برای افراد محلی ایجاد ناراحتی بنماید و همچنین درنیریز شایع هست که ستوان پرچمی افسرشهربانی نیریز را نامبرد منتقل نموده و شایع است که سرگرد بورسعید رئیس شهربانی وقت نیریز قرار بوده منتقل شود ولی امیر مورد بحث از انتقال وی جلوگیری بعمل آورده و اضافه شده که درصورتیکه نامبدره از نیریز برود اشکالات مذهبی این شهرستان برطرف خواهد شد . و درغیراینصورت بیم وقوع هرحادثه ای خواهد رفت موارد اعلام شده از منبع سوال شد جواب حاصله حاکی است . سرتیپ مزبور مملک ضاله بهایی می باشد که احتمال حادثه خواهد رفت . وهرگاه کسی را مانع مقاصد خود ببیند ، با کمک عوامل خود برای وی ایجاد ناراحتی می کند وسعی می کند شخص مورد نظری را هرطوری که هست به دادگاه بکشاند بطوریکه تاکنون چندین بار صحنه های آتش سوزی ایجاد نموده است و روابط سرگرد پورسعید با شخص نام برده که کاملا حسنه بوده و احترام خاصی برای وی قائل می باشد و هروقت سرتیپ درمحل نیست هیچگونه عمل خلافی درنیریز مشاهده نمی شود ولی به محض مراجعت وی درب باغها آتش زده می شود و حتی شعارهای ضد میهنی روی دیوار ها نوشته می شود .

نظریه :‌ آنچه مسلم است سرتیپ با زنشسته نیکو بنیادی که قبلا دراداره دوم خدمت می کرد ، پیروی مسلک خانه بهایی می باشد و تاسیس شرکت درنیریز فقط به منظور تبلیغ مسلک بهایی می باشد و برای مقاصد خود با عنایت به اینکه سرتیپ بوده و دارای نفوذ می باشد از هیچگونه کاری کوتاهی نمی نماید مثل صحنه سازی برای مردم و امثال آن و چون از حمایت شهربانی محل برخوردار می باشد و نیریز شهر وند مذهبی می باشد . .

موجب نارضایتی دربین مردم به وجود آمده است مراتب جهت استحضار بعرض می رسد ( مدرک موجود می باشد . )‌

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم دی 1387ساعت 10:3  توسط حسن  | 

حادثه کشتار مردم مسلمان شهرک سعدی چگونه اتفاق افتاد .

شدت تظاهرات مردمی از ۱۰محرم( مصادف با آذرماه ۱۳۵۷ ) بالا گرفت و برای کنتر ل کردن جمعیتهای که برای راهپیمایی و تظاهرات بیرون می آمدند عوامل رژیم تدبیرهای اندیشیدندکه برای کنترول کردن جمعیت شهرک سعدی از دست نشانده خود بهاییان کمک گرفتند و به بهاییان گفتند که این عده که اکثرشان جوان هستند برعلیه شاه راهپیمایی می کنند و سردسته آنها که بلندگو دردست دارد و شعار می دهد اولین مخالف بهائیت می باشد و بقیه راهم مانند خودش خواهد کرد . این گفتگو دریک جلسه ۳ نفره از ارتشیان بهایی و ساواک شاه شامل استوار صفات الله فهندژ و سرهنگ اقدسی و سرهنگ عظمت الله فهندژ  صورت گرفت و تصمیم گرفتند به نحوی مانع حرکت راهپیمایان شوند .

شدت تظاهرات مردمی از ۱۰محرم( مصادف با آذرماه ۱۳۵۷ ) بالا گرفت و برای کنتر ل کردن جمعیتهای که برای راهپیمایی و تظاهرات بیرون می آمدند عوامل رژیم تدبیرهای اندیشیدندکه برای کنترول کردن جمعیت شهرک سعدی از دست نشانده خود بهاییان کمک گرفتند و به بهاییان گفتند که این عده که اکثرشان جوان هستند برعلیه شاه راهپیمایی می کنند و سردسته آنها که بلندگو دردست دارد و شعار می دهد اولین مخالف بهائیت می باشد و بقیه راهم مانند خودش خواهد کرد . این گفتگو دریک جلسه ۳ نفره از ارتشیان بهایی و ساواک شاه شامل استوار صفات الله فهندژ و سرهنگ اقدسی و سرهنگ عظمت الله فهندژ  صورت گرفت و تصمیم گرفتند به نحوی مانع حرکت راهپیمایان شوند .

درروز ۱۲ محرم مصادف با ۲۰ آ ذر ۱۳۵۷ طبق معمول روزهای قبل تظاهراتی درقریه سعدیه شیراز برپا شد و حدود ساعت ۵/۷بعد از ظهر جمعیت درمسیرراهپیمایی خود از کنار منزل استوار صفات  الله فهندژ عبور کردند که ناگهان متوجه صدای تیراندازی می شوند . استوار فهندژ را می بیند که از بام خانه ای مرتفع و مسلط که قبلا آماده کرده بود شروع به شلیک می کند و چند لحظه بعد هفت نفر مسلمان بی گناه به خاک و خون کشیده می شوند .

به طوری که دراین حال همسر هادی فهندژ که خود از طرفداران فرقه بهائیت بوده ولی از نقشه ای که از قبل طراحی شده بود خبرنداشته درتاریکی به طرف حیاط می دود و با لحن اعتراض آمیزی فریاد می زند صفات تو که همه مسلمانان را کشتی ،‌ صفات اله او را هم در تاریکی نشناخته هدف گلوله خود قرار می دهد .

درهمین اوضاع مردم متوجه یک پیکان زرد رنگ می شوند که ازداخل آن به طرف مردم تیر اندازی می شود . و عده ای بی شماری زخمی و عده ی زیادی نیز کشته شدند .  شاهدان عینی صحنه دقت می کنند . داخل اتومبیل عظمت اله فهندژ سرهنگ هوا برد و مهندس معین ریحانی که هردو بهایی بودند را می بینند .

لازم به ذکر می باشد که دراین موقع مردم از نیروی انتظامی استمداد می طلبند و درپاسخ مردم یکی از مامورین شهربانی درحالی که چای می نوشید می گوید :‌موقع وارد شدن مانیست ؟‌

با تیراندازیهای پی درپی از جا نب  استوار فهندژ بهایی دراطراف منزل ایشان حدود 12 نفرمسلمان به خاک و خون کشیده شده و نزدیک به سی نفر نیز زخمی شده بودند  و یک نفر زن بهایی جان خود را از دست می دهد  ،  و هیچ نیروی و یا ارگانی کمک به مردم  بی پناه نمی کردند.

تا گذشت 2 ساعت درگیری شدید و کشتار فجیع ارتش وارد صحنه می شود و نامبرده به طرز مشکوکی توسط عوامل حکومت نظامی به قتل رسید تا راز این توطئه خطرناک همچنان پنهان بماند .درآن شب درمحله سعدیه ما تمکده برقرار شده بود و بسیاری از خانواد ه ها حتی از سرنوشت عزیزان خود که دریک تظاهرات مسالمت آمیز شرکت کرده بودند خبرنداشتند و به علت برقراری حکومت نظامی جرأت بیرون آمدن ازخانه های خود را هم نداشتند .

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم دی 1387ساعت 10:2  توسط حسن  | 

بررسی مسائل حقوقی و قانونی و اجتماعی کشتار مردم مسلمان سعدیه

 

 

طبق مدارک موجود

سرتیپ ضیاء نیکو بنیادی به علت جمع آوری اسلحه های متعدد و متوسل شدن به زور و با توجه به اینکه وی درایجاد نا امنی و تفرقه اندازی استاد بوده و حضور او قبل از این واقعه نتیجه می شود این حرکت درشهرک سعدی که با هم مسلکان بهایی خود برنامه ریزی کرده اند نشانی از یک توطئه و برنامه مشخص شده از قبل بود ه است .

 

1- بهائیان حق نداشتند که اسلحه درمنزل داشته باشند و یا مخفی کنند .

2-  آیا این افراد که خود مجری قانون دراین سرزمین بودند باید بی قانون تر از همه افراد جامعه عمل کنند .

3- آیا این مجریان قانون خود شان قانون ممنوعیت حمل و نگهداری اسلحه چه به صورت مخفی و یا غیره را نمی دانستند ؟‌

4 -  آیا این بهاییان احکام فرقه خود را درمورد ممنوعیت و حرام بودن حمل سلاح نمی دانستند ؟‌

جالب اینجاست که این جنایتکاران که حتی به احکام فرقه خود هم پابند نبوده اند زیرا در فرقه بهائیت حمل سلاح حرام می باشد.(‌ ‌کتاب گنجینه حدود و احکام )

آیا دریک کشوری که دارای قانون می باشد این چنین به خاک و خون کشیدن جوانان بی گناه مسلمان توسط یک نظامی بهایی امری قانونی و مشروع می باشد ؟‌

همه شهیدان این حادثه سنگین افراد عادی کوچه و بازار بودند و هیچگونه قصد تعرض نداشته اند ؟‌آیا یکی از این به خاک و خون کشیده شدگان هم زنی که بهایی میباشد نبود که از افراد عادی آن منطقه بود ؟‌

چنانچه صفات الله فهندژ به عمد و توسط حکومت نظامی کشته نمی شد حتما دردادگاه کشور ، به اتهام کشتار مردم بیگناه حکم اعدامش صادر می گشت  به جزاء اعمال خود می رسید هرچند این شخص خانواده های زیادی را داغدار کرده است .

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم دی 1387ساعت 10:1  توسط حسن  |